گالری راه ابریشم، نمایشگاه عکس های تهمینه منزوی: اتاقهایی از آن خودشان!
منتقدان[1] نهاد ازدواج[2] معمولاً آن را بر اساس ویژگی هایی همچون کنترل، سلطه و مالکیت بر زندگی دیگری مورد انتقاد قرار میدهند. نهادی سمبولیک که تاریخچهاش موید فرودستی زنان نسبت به مردان در حیطۀ تقسیم کار و نقش هاست و جدایی یکسرۀ آن از تاریخش عملاً ناممکن به نظر میرسد به این ترتیب پیوند برقرار میان پدرسالاری و نهاد زناشویی[3] اساس شکلگیری آن به عنوان یک نهاد اجتماعی است . پیراهن سفید عروسی به عنوان یکی از نمادینترین عناصر برسازندۀ بخشی از مراسم و مناسک ازدواج، دستمایۀ نمایشگاه عکس های تهمینه منزوی با عنوان «عروسان مخبرالدوله» است. اجتماع حاشیه ای مردان دوزندۀ لباس عروس در خیاطخانههای قدیمی خیابان مخبرالدوله به درگیری فتیشیستی با مانکن های سفیدپوش مشغولند. سمبلیسم این محیط مطلقاً مردانه، تفوق فاعلیت مردانه در غیاب زنان را بازنمایی می کند که به طرزی کنایه آمیز شکل گرفته: مردان مشغول بریدن و دوختن لباس عروس برای زنانند- لباسی که یکی از استعاری معانی آن سنت بکارت است- در حالی که از حضور زنان جز در قالب عکس های تزیینی از مانکنهای زیبارو بر در و دیوار و مجسمه های مانکن لباس عروس با سینه های بریده، اغوازدایی شده و ناقص، خبری نیست. هنرمند مجموعه را با تاکید بر تضادها شکل داده است: تضاد فرمال میان ظرافت و زیباییِ لباس های سپیدی که در ساختمان هایی به شدت مستعمل، مخروبه و قدیمی و با دستانی ضمخت و مردانه شکل میگیرند، درست همانگونه که تعاریف مرتبط با «زنانگی» درون ساختار فرسوده اما هم چنان قدرتمند نظم پدرسالار[4] سامان داده شدهاند. علیرغم دلالت های جنسی مستتر در آثار، ردپایی از تظاهر، سطحینگری یا تصنع در این آثار دیده نمیشود: هنرمند در این جا توانایی خود را به عنوان یک عکاس جوان علاقمند به سوژههای اجتماعی در انتخاب سوژهای چنین چند بعدی، پر تنش و چالش برانگیز اثبات نشان میدهد.
در کنار گروه نخست عکس ها که با نزدیک شدن به جزئیات زیست این مردان جوان در محیط کار به حیطۀ مستند اجتماعی نزدیک می شد، گروه دیگر آثار در فضاهایی غریب و شبه سورئال شکل میگیرند که در آن مجاورت غیر منتظرۀ[5] مانکن های لباس عروس در فضای مخروبه مانند ساختمان قدیمی، دلهره آور به نظر میرسد: تضادی که بر سیاق خلاف آمد عادت،این جا به هماهنگی میانجامد؛ شیئی برآمده از دل تاریخ و سنت به لحاظ مفهومی به خوبی با پس زمینه و سازندگانش هماهنگ می شود. تنها شکافی که مجموعه را از قالبی یکپارچه جدا میکند فاصلۀ میان بخش نخست آثار – مستند گونه های اجتماعی از شاگرد خیاط ها در حال کار- و بخش دوم یعنی آثار سورئال و نمادین تر است، به نظر می رسد ارائۀ دو مجموعۀ مجزا یا تولید آثاری بینابین برای پر کردن این فاصله میتوانست مجموعه را به سمت انسجام بیشتری پیش ببرد.
[1] .criticism of marriage
[3] Matrimonial institution
[4] Patriarchal order
[5] Unexpected juxtaposition