در جستجوی عقلانیت از دست رفته
«کتاب هنرمندان» به عنوان یکی از اشکال خلق اثر هنری توسط جمعی از هنرمندان جوان در مؤسسه ماه مهر برپا شد. عنوان نمایشگاه در حقیقت، خود مدیوم هنری شناخته شدهای است به نام «کتاب هنرمندان» (artists’ book). این مدیوم معرف آثاری است که یا در قالب ساختار سنتی یک کتاب ظاهر میشوند (book art) و یا تنها به لحاظ ساختار، ارجاعاتی کلی به شکل ظاهری یک کتاب دارند (Book work).
در هر دو حالت نتیجه کتابی است نه دربارۀ هنر، بلکه خود به مثابه اثر هنری. هرچند نخستین جرقههای این ژانر مربوط به اوایل قرن بیستم و تصویرسازیهای کتب شعری توسط هنرمندان است، و تداوم آن در آثار گروههای تجربهگرایی چون فلاکسس دیده میشود، ولی آغازگر رسمی آن را میبایست آثار هنرمندان مفهومی چون اِد روشا و دیتِر روت دانست. علاقه هنر مفهومی به زبان در پی دغدغههایی بود که به واسطهی رویکرد زبانمحور فلسفۀ تحلیلی شکل گرفته بود. تمایلش در بررسی ساختارها و عناصر سریوار به دنبال منطق ریاضیوار مینیمالیسم وارد هنر شده بود و در نهایت فضای اکتیویسم سیاسی ـ اجتماعی دهۀ شصت ـ که به دنبال نفوذ بیامان رویکردهای چپ در میان روشنفکران و هنرمندان به گرایشهای آوانگاردی انجامید که شیئیت اثر هنری را به لحاظ قابلیت تبادل و خرید فروش مضموم میدانست، به «ماده زدایی» از اثر هنری منجر شد؛ این سه ویژگی در مجموع در قالب آثاری چون «کتب هنرمندان» و یا سایر آثار فلسفه محور یا زبان محور بدنهی هنر مفهومی را شکل داد.
در این مجموعه اما رضا صدیقیان، فؤاد فراهانی، مریم فرشاد و فریما فولادی آثار خود و هنرمندان دیگری را گرد هم آوردهاند تا شاهد تلاشی منسجم در مدیوم «کتاب هنرمندان» باشیم. اگر بخواهیم دورنمایی کلی از نمایشگاه داشته باشیم، آثار را میتوان در چند گروه کلی طبقهبندی کرد: گروه نخست آثاری هستند که با دغدغههای اجتماعی هنرمند گره خوردهاند و از این بابت چندان با آثار ارتدوکس مفهومی شباهتی ندارند: شهره گل آزاد دفترچه کوک پارچهای را بدل به زمینهای برای اعمال خشونت بر چهرۀ زن میکند؛ لبها دوخته شده و پیشانی عکسها برش خوردهاند، این همان تصویر آشنایی است که هنرمندان فمینیست غربی در آثار اجرا و بادی آرت خود دست به ویرانسازی بدن زن به عنوان ابژۀ زیباشناسانه میزدند و به این ترتیب خشونتی که از طریق نگاه ابژگی به زن اعمال میشد را از طریق خشونتی دیگر به چالش میکشیدند. زهرا زواره اما در «راهنمای عملی خشونت» اشیاء مرتبط و نامرتبط با اعمال خشونت آمیز را در قالبی مستتر به چیدمان میگذارد تا امکان خشونت را در هر پوششی هشدار دهد، در حالی که عکسهای کلوزآپ از بدنهای آسیب دیده یادآور عکسهای جنی هالزِر، هنرمند پسامفهومی آمریکایی، در مجموعۀ لاست مُرد (شهوتمرگ) است که به قربانیان تجاوز اختصاص دارد. هما دلورای اما به سراغ فرهنگ عامه رفته و کتاب پارچهای گلدوزی شدهای از «کلثوم ننه» مربوط به دورۀ قاجار را در قالبی پالوده و دخل و تصرف نیافته ارائه میکند و محتوای خرافی آن در باب رسوم نکاح و غیره را پیش روی مخاطب قرار میدهد. سُل لِویت جایی در توصیف هنر مفهومی به دقت مینویسد: «آرمان یک هنرمند مفهومی این است که اثرش را به لحاظ ذهنی برای بیننده جالب توجه کند، ولی از لحاظ احساسی آن را خشک نگه دارد» این ماهیت عقلانی و نظاممند هنر مفهومی زمانی که در خدمت محتوای احساسی ـ انتقادی قرار میگیرد در قامت امری متناقضنما ظاهر میشود.
گروه دیگر هنرمندان عملاً در مسیری مشابه هنرمندان مفهومی دست به طبعآزمایی میزنند: رضا صدیقیان با زدن دای کاتهایی بر صفحات کتابش تکنیکی را، مشابه تکنیکی که روت مبدع آن بود، به کار میبرد تا به طور همزمان موتیف صفحهی بعدی نیز قابل مشاهده باشد. بهزاد متبحری به روش «شعر ملموس» (concrete poetry) از ویژگی فضا، تصاویر، شکل کلمات و حس و حال آنها برای انتقال معنا بهره میگیرد و ناصر تیمورپور در «یک پیام خصوصی به ایران» سعی در پوشاندن پیامی دارد که علت پوشش آن چندان روشن نیست؛ عملی مشابه هنرمند مفهومی مِل رامزدِن در اثری آیرونیک با عنوان «نقاشی محرمانه» که در طعنه به قابل فهم نبودن آثار انتزاعی مدرن انجام شد که اثر شامل مربعی سیاه و نوشتهای به این شرح بود: «محتوای این نقاشی نامرئی است. ویژگی و ابعاد این محتوا همواره به صورت یک راز باقی خواهد ماند و تنها هنرمند از آن اطلاع خواهد داشت». سینا سیفی اما در قالب ویدئو اینستالیشنی به مدلهای انتزاعی میپردازد که به لحاظ رویکرد فلسفی به هنر اثری موفق به شمار میرود. مریم فرشاد نیز در «پوشاندن ذهن» با روند حذف هوشمندانهی بخشهایی از یک کتاب، متن شخصی خود را در قالب پروسهی خوانش تولید میکند. مونا صفارینیا اما در اینستالیشن «اقرار» در اتاقی سرد و تاریک ما را با یخچالی کهنه و پر از دارو روبرو میکند که دفترچههای خطخطی کودکانه و هذیانواری در آن قرار دارند، داروهایی که مطمئن نیستیم شاید قرصهای اعصاب باشند؛ اثر به شدت تاثیر گذار است. بکتاش سارنگ جوانبخت، فریما فولادی، رامین رحیمی، فؤاد فراهانی و مریم اسپندی سایر هنرمندان حاضر در این نمایشگاه بودند.
این نمایشگاه به عنوان حرکتی جهت احیاء عقلانیت و ذهنیت فلسفی هنر مفهومی میتواند تلاش مثبتی در جهت ارائهی آثاری اندیشگون در تلاطم برخی آثار سطحی رایج باشد هرچند مسلماً گامهای بعدی این گروه، که به گفتۀ خودشان سعی در بهرهگیری از مشارکت سایر هنرمندان نیز دارند، نیازمند پژوهشهایی گستردهتر است.