مداخلات بشری در طبیعت الهی
پنجمین سری از مجموعۀ «واقع نماییها»ی مهدی مقیمنژاد با عنوان «وساطت الهی» در گالری محسن به نمایش درآمد. اگر در مجموعۀ قبلی یعنی «تاریخ یافت شده» مقیم نژاد به سراغ عناصر تاریخی برسازندۀ هویت ملی رفته بود، در این مجموعه بخش دیگری از ناخودآگاه جمعی یعنی نظام باورها به ویژه باورهای اسطوره ای و دینی موضوع آثار است. در این مجموعه نیز هنرمند با تکنیک فتومنتاژ بر پسزمینۀ خاکستری و سیاه و سفید از مناظر کوهستان و دشتهای پوشیده از مه، المان هایی وابسته به سنت های اعتقادی را مونتاژ میکند عناصری مانند دخیل، پرچم، علامت پنج تن، مرغان فلزی روی علامت و شمعهای نذری و سقاخانه ای که در هر کدام بخشی از آن عنصر به رنگ سبز درآمده است. در این مجموعه بر خلاف مجموعه قبلی تشخیص مونتاژ بودن تصاویر آسانتر است، تصنعی که به عمد یا سهو ماهیت عارضی این عناصر را در نظر برجسته میکند که از سویی در دشت خنثی، خاکستری و خالی ذهن آدمی نه روییده بلکه کاشته شدهاند و از سویی دیگر از دریچۀ اکنون، زمانی که به عکس ها مینگریم در حالی که غبار خاکستری زمان همه چیز را در خود محو کمرنگ می کند این عناصر با اقتدار بیشتری تقویت شدهاند، شاخ و برگ گرفته اند و به با حضوری خودنمایانه به پیشزمینۀ تصویر آمدهاند گویی سیر تاریخ و گذر زمان به جای به اضمحلال بردن آنها بر ریشه ها و شاخ برگشان افزوده است، این مجموعه آخرین قسمت از پنجگانۀ «واقع نمایی ها» بود، به شخصه مجموعۀ چهارم را هم به لحاظ اجرا و نیز انتخاب المانها تاثیرگذارتر و موفقتر میدانم، هرچند مقیمنژاد این بار نیز در انتخاب ایده موفق بود اما در جزئیات مونتاژها و نیز نوعی تکرار در آثار به پای«تاریخ یافت شده» نرسید.