دستانِ باز-بسته
الیویه فرماریللو عکاس ایتالیایی در مجموعۀ « دوستت دارم، من هم همینطور» فضای خصوصی زندگی و به خصوص زندگی جنسی افرادی با معلولیت جسمی را مورد توجه قرار میدهد. او میگوید:« من ناتوانی را به عنوان آینهای از جامعه می بینم» چون «اغلب ما به گروه نود و نه درصدی افرادی تعلق داریم که درون استانداردهای دستکاری شدۀ زیبایی نمیگنجند».الین رودیک سانستین در مورد این مجموعه میگوید:«زیر نگاه او بدن انسان نه نادیده گرفته میشود و نه به فتیش تبدیل میشود، بلکه درون طیفی متغیر از امیال فردی قرار میگیرد. همانطور که عکسهای او به طرز رویاگونهای در میان فضای سورئال رویاپردازیهای اروتیک و فضای زندگی روزمره در نوسانند، بدن برهنه در آنها به ابزاری برای مقاومت و بیانی شجاعانه از خودِ برانگیخته در درون فرهنگی تبدیل میشوند که آنها را انکار میکند».
هنر معاصر دربارۀ هیچ چیز نیست به جز نقص و فقدان. چه در سبک و پرداخت و چه در محتوای موضوعی- هرچند چندان هم قابل تفکیک نیستند. حاشیههای خاک گرفتهای که برای در مرکز بودن، چیزهایی دست کم با معیارهای طولانی تمدن بشری کم داشتهاند، به مرکز توجه میآیند.: «اقلیت»ها موقعیتی ممتاز پیدا میکنند به صحنه آورده میشوند تا به رسمیت شناخته شوند- البته اگر به دستمایه شدن منتهی نشود- آغاز با زنان بود و رنگین پوستان و بعد رنگینکمانیها. امروزه هرچند دیگر به هر اثری با محتوای «هنر اقلیت» نمیتوان چندان خوشبین بود اما محتوای «بشردوستانۀ» هنر همچنان به لحاظ کارکرد سیاسی و اجتماعیاش قابل چشمپوشی نیست. در این میانه موقعیت پیچیده و خطرناکی برای اظهار نظر و نقد شکل میگیرد: این که چطور وجوه انسان دوستانۀ این نوع آثار و عمل اکتیویستیشان چشمهای ما را بر نگاه کردن به نحوۀ بازنمایی و وجوه هنرمندانۀ اثر، فارغ از موضوع نبندد: چون میدانیم بیان موضوعی هنرمندانه یک چیز است و بیان هنرمندانۀ یک موضوع – هرچه باشد- چیزی دیگر.

در مجموعۀ حاضر چیزی بیشتر از نگریستن به زندگی جنسی و صمیمانۀ چند معلول جسمی پیش روی ما قرار دارد: سنگینی و سکوت حاکم بر فضا که عمدتاً از طریق پردازش نور و انتخاب لوکیشنها اتفاق میافتد، شور و شوق معمول حاکم بر صحنههای اروتیک را بازتاب نمیدهد. گویی سوژهها در مقابل لنز فرماریللو به قدیسینی عریان بدل شدهاند که مراسم نزدیکی جنسی و پوزیشن های «اروتیک» را در هیات مراسمی معنوی به اجرا درمیآورند. نظر کردن به حیطههای خصوصی در هنر معاصر و آوردن امر دیده نشده و مخفی به عرصۀ هنرهای دیداری و عمومی، امکان لمس زندگیهایی دیگر و لایههایی پنهان تر از تکثر را به رغم ساحت یکپارچهتری که در عرصۀ عمومی به دلیل آداب و ملاحظات اجتماعی شکل گرفته به وجود میآورد. معلولیت اما بالذات تفاوتی است به سختی قابل کتمان و پوشیده شدن، تن تغییر شکل یافته، تنی که دچار گونهای فقدان است، به قواعد رایج برای صمیمیت نمیدهد و به این ترتیب برای برقراری روابط تنانهاش نیز به ناچار شدیداً نسبت به پارادایم های حاکم بر این روابط غیرفرمانبردار است. هنرمند در مجموعۀ حاضر، این امکان دمکراتیک در انتخاب نوع روابط میان معلولین را از طریق خلق فضایی گنگ، ذهنی، معنوی و غیرقابل رویت تصویر میکند. تصاویر همگی پیش از وقوع صمیمیت است، در فضایی تودار و والایش یافته که به راحتی خود را فاش نمیکند. هرچند در یکی دو عکس این روال به طرز ناگهانی شکسته میشود: با انجام کارهای روزمرهای مانند نظافت و استحمام روزانه یا عریانی کیچ یکی از سوژه ها با پوستیش صورتی رنگ که در مقابل نور شدید و منتشر در بک گراند سفید، قد و قوارۀ رشد نیافتۀ زن را به چشمان ما تحمیل میکند، چشمانی که با شکستن عادتش از دیدن پیکری دست کم «نرمال» در وضعیتی مشابه، خجل و معذب است، اما سوژه همچنان بدون خجالت چشم را به ورانداز کردن ابعاد متفاوت این تفاوت دعوت میکند.
مجموعۀ حاضر فرماریللو سرشار از تعلیق، عدم قطعیت و خلق فضاهای غریب و دست نیافتنی است، او به سادگی زندگی جنسی و روابط صمیمانۀ سوژههایی اقلیت را در ویترین تماشای مخاطبان قرار نمیدهد، با والایش حجم انبوهی از کسالت روزمره با چیدمان و نورپردازی به سیاق شکوه و اشرافیت در نقاشیهای باروک، فضایی تخیلی و در نهایت نه چندان واقعگرا را شکل میدهد. موقعیت پیچیدۀ زندگی این گروه از افراد در این مجموعه همچنان مبهم و پیچیده باقی میماند، از هیچ چیز رمزگشایی نمی شود جز بدن جنسی شدۀ یک معلول، بدنی که در ساحت عمومی به طرزی بیرحمانه غیرجنسی قلمداد میشود، در این مجموعه طی آیینی پر رمز و راز، بدن واجد نقصان مُهر جنسیت را بر خود باز مییابد. این جا ناگزیر از واژۀ گنگ و غیردقیق «هنرمندانه» برای نتیجهگیری از تمام این خصایص بهره میبرم: فرماریللو در این مجموعه به بیان هنرمندانۀ یک موضوع انسانی و اجتماعی دسترسی پیدا میکند و از این رو هنرش هم به نفع هنر و هم به نفع بخشی از اجتماع، به سطحی قابل توجه از تاثیرگذاری دست پیدا میکند.