بهنام صدیقی، تعطیلات

«ما فاتحان شهرهای رفته بر بادیم»

تعطیلات عنوان نمایشگاه عکس بهنام صدیقی است که در گالری راه ابریشم به نمایش درآمده است؛ مجموعه‌ای مستند از جوانانی که برای گذران تعطیلات با یکدیگر به طبیعت سفر می‌کنند اما چهره‌های افسرده، نگاه‌های خیره و تنهایی‌شان در میان جمع در تناقض آشکاری با ماهیت فعل سفر به عنوان گریزگاهی بی‌دغدغه و مفرّح قرار دارد.
چهره‌های پژمردۀ مجموعۀ حاضر صدیقی در هیچ حالتی تن به دیالوگ نمی‌دهند آن‌ها مشغول افعال معمول درچنین موقعیت‌هایی هستند: روشن کردن آتش با هیزم، بازی‌های گروهی، تن به آب دریا سپردن با مانتو و روسری و استراحت زیر آفتاب و بر روی چمن، اما آن‌ها چه در حال انجام فعالیت‌های گروهی و چه فردی به شدت منزوی و تنهایند: صدیقی این جدا افتادگی را به خوبی با عمق میدان کم و جداسازی سوژه از زمینه و نیز با انفصال سوژه‌ها یا از طریق بی‌تفاوتی چهره‌هایی که بیگانه‌وار در کنار یکدیگر نشسته‌اند به تصویر می‌کشد. این جوان‌ها نمونۀ آشنای چهره‌هایی هستند که هر روز در اجتماع می‌بینیم آن‌ها دچار بیگانگی اجتماعیند سندرومی که از سویی واجد ابعاد جامعه شناسانه است و از سوی دیگر شامل سویۀ روانشناسانه و به این سبب ماهیتی ابژکتیو-سوبژکتیو همزمان دارد. بیگانگی اجتماعی حالتی است در روابط اجتماعی که در آن میزان اندکی از اتحاد عناصر مختلف در اجتماع به چشم می خورد و افراد به میزان بالایی دچار فاصله و تنهایی از دیگرانند. مِلوین سیمَن جامعه‌شناس متخصص در حیطۀ بیگانگی، مفهوم «بیگانگی اجتماعی» را واجد دلالت‌هایی بر فقدان قدرت، احساس بی‌معنایی، ناهنجاری و ازخودبیگانگی می‌داند. فقدان قدرت به این معنا که فرد در محقق ساختن خواسته هایش احساس ناتوانی دارد و همواره فاصله‌ای میان خواسته‌ها و توانایی‌هایش می‌بیند. بی‌معنایی به معنای نا‌امیدی از وقوع نتایج امیدوارانه و ناهنجاری که زمانی رخ می‌دهد که فرد احساس می‌کند برای رسیدن به خواسته‌هایش به رفتارهایی ضدهنجارهای اجتماعش نیاز دارد و هنجارهای موجود را ناکارآمد می‌داند و در نهایت احساس ایزولگی اجتماعی که هرچند به طور تیپیک به عنوان استرسی فردی تجربه می‌شود اما منابع آن به طرز عمیقی ریشه در نهادهای اجتماعی دارد. این مفاهیم دلالت‌های ضمنی خود را در قالب محوریِ انفصال و دلمردگی در این مجموعه به خوبی نشان می‌دهند. صدیقی در تعطیلات بدون این که وارد حیطۀ کلیشه‌های فرمال نقد اجتماعی شود با ظرافت، معضل روحیۀ نمور و فسردۀ نسلی را به تصویر می‌کشد که آینده اجتماع را نشان گذاری می‌کنند.

نوشته‌های مشابه