فمینیسم و هنر 9:مروری بر نمایشگاه بزرگ آثار هنرمندان فمینیست آوانگارد
نمایشگاه بزرگ آثار هنرمندان آوانگارد فمینیست دهۀ 1970 در کونستالۀ هامبورگ در حال برگزاری است. این نمایشگاه به نمایش آثار بیش از سی هنرمند زن پرداخته است که سازندگان اولیۀ آثار هنری فمینیستی در دهۀ 1970 بودند. در این نمایشگاه بیش از صد و پنجاه اثر از سی هنرمند شاخص و کلیدی و نیز هنرمندان زن کمتر شناختۀ این دوران به نمایش درآمده هنرمندانی همچون: هلنا آلمدیا، مری بث ادلسون، ولی اکسپورت، آلکسیس هانتر، سانا ایوکویچ، بریجیت یورگنسین، سوزان لِیسی، لِسلی لِبُویتز،آنا مندیهتا، اوا پارتوم، مارتا راسلر،کرولی اشنیمن، سیندی شرمن، هانا وایک، فرانچسکا وودمن و … که با ایجاد تحول و بازسازی در تصویر زن، انقلابی را در تاریخ هنر شکل دادند که تا پیش از این بیسابقه بود. در این دوران تعداد بسیاری از زنانی که در طول جنگ جهانی دوم یا کمی پس از آن متولد شده بودند، این فرصت را پیدا کردند تا در مدارس و دانشگاههای هنری درس بخوانند. این موقعیت آنان را قادر کرد تا خود را از نقش سنتی الهام بخش بودن برای یک هنرمند مرد یا مدل نقاشی بودن، رها سازند. هنرمندان فمینیست در این دوران به خلق آثاری پرداختند که هنجارهای اجتماعی و مکانیسمهای اقتصاد و تجارت هنر را به چالش کشیده و با خلق آثار و اعمال رادیکال هنری، به ایجاد گسست در قلمرو مردسالار واقعیت میپرداخت . این در حالی است که جنگهای داخلی و جنبش فمینیسم موجب شده بود تا زمینه برای ورود مباحث فمینیستی به مرکز بحثهای اجتماعی فراهم شود. زنان در طول مدت زمان کوتاهی در این دوران توانستند با اعمال جمعی، برگزاری تظاهراتها و نمایشگاههای مستقل زنانه، به آگاهی و ادراک و دیده شدن در اجتماع برسند. دغدغۀ مهم این هنرمندان این بود که چگونه تصاویر سنتی دریافت و فهم از زنان را شکل میداد و این که آنها چگونه میتوانند هویت شخصی و اجتماعی خود را بسازند.
آثار هنرمندان این دوران طیف گستردهای از مضامین را در بر میگیرد از جمله محول کردن نقش تک بعدی خانهداری یا مادری به زنان، حضور بدن در اثر هنری، سکسوالیتۀ زنانه و مفاهیمی همچون زیبایی و خشونت علیه زنان. بسیاری از هنرمندان این دوران در نفی نقشهای جنسیتی کلیشهای با یکدیگر مشابهت داشتند به عنوان مثال مارتا راسلر از اغراق و پارودی برای نقد نقش سنتی زن خانهدار استفاده میکند و بریجیت یورگنسین که یک اجاق گاز را به شکل پیشبند به گردن خود می بندد. هنرمندان زن این دوران اغلب از طریق استفاده از لباس، آرایش، ماسک و چهرۀ مبدل در به چالش کشیدن مفاهیم رایج در رابطه با هویت و «زنانگی» میکوشیدند و آن را نه به مثابه امری ذاتی و متعین بلکه برساختهای اجتماعی و متکثر بازنمایی می کردند: سیندی شرمن، سوزی لِیک، هانا وایک و مارتا ویلسون از جمله هنرمندانی بودند که به خلق سلف پرترههایی از خود پرداختند تا جستجوهای عکاسانهای در مورد کلیشه های تاریخی داشته باشند. علت گرایش عمدۀ هنرمندان زن این دوران به مدیومهای تازهای همچون ویدیو، پرفورمنس و حتی عکس این بود که این رسانهها بار تاریخ هنر مردسالار را بر دوش نداشتند و از این رو ابزار مناسبی برای بیانهای تازه به شمار میرفتند. یکی از مهمترین این رسانهها اما بدن بود، به عنوان مثال والی اکسپورت هنرمند اتریشی، در حالی که بدن خود را درون جعبهای قرار داده بود از عابران میخواست تا آن را لمس کنند و به این ترتیب بدن هنرمند بدل به سوژۀ مهمی برای کنشگری در عرصۀ اجتماع و پرسش دربارۀ نحوۀ دریافت آن می شود. بسیاری از این آثار علاوه بر طنز، آیرونی و ظرافت درد و رنج و محدودیتهای فیزیکی واقعی را بر هنرمند تحمیل میکنند به عنوان مثال می توان از آثار هنرمندانی چون آنا مندیهتا و جینا پِین نام برد.
ادامه در دو هفته نامۀ تندیس، شمارۀ 298، پانزدهم اردیبهشت 1394