وقتی زبان، واقعیت می‌سازد

نگاهی به دو مجموعه از آثار بیتا رضوی از نمایشگاه اشیاء، هنگامی که بر من تاثیر می‌گذارند. هنگامی که من مستندشان می‌کنم در مجموعۀ لاجوردی

چاپ شده در مجله زنان امروز شماره 14
اشیاء، هنگامی که بر من تاثیر می‌گذارند. هنگامی که من مستندشان می‌کنم عنوان مجموعه آثار بیتا رضوی هنرمند ایرانی ساکن فنلاند است که آذر ماه امسال به نمایشگاه گردانی هلنا بیورک در مجموعۀ لاجوردی به نمایش درآمد. این نمایشگاه شامل چند مجموعه از آثار هنرمند است که در قالب عکاسی مستند مفهومی در کنار صدا، عکاسی مفهومی و ویدیو و چیدمان، سعی در پیوند دادن تجربیات شخصی هنرمند به نظام‌های بزرگتری هم‌چون جنسیت، نهاد ازدواج و مهاجرت و پرسش از آن‌ها دارد. در این نمایشگاه هر مجموعه از یک اتفاق روزمره در زندگی هنرمند آغاز می‌شود و سپس به پرسش‌هایی در قالب چارچوب‌هایی وسیعتر بسط و گسترش داده می‌شود. در این نوشتار تمرکز بر دو مجموعه از آثار این نمایشگاه قرار دارد: نخست مجموعه عکس‌های جهیزیۀ بیتا (1394) که سری عکس‌هایی است از اشیاء و وسایل آشپزخانه و زندگی که به سبک عکس‌های تبلیغاتی ثبت شده و سپس هر یک درون ویترینی شیشه ای جای گرفته‌اند: درست مانند یک ویترین یا شو روم، این اشیائی است که مادر بزرگ هنرمند از سنین پایین به عنوان جهیزیه برای او جمع‌آوری کرده است: این جا وجوه معنایی شیء به عنوان عنصری فرهنگی که نقشی مهم در گردانندگی آیین‌هایی هم‌چون« ازدواج»، «جهیزبران» و «جهیز دیدن» دارد مورد توجه قرار می‌گیرد. اشیاء به عنوان نشانه‌های فرهنگی که ارزش می‌آفرینند، برسازندۀ قدرت، فرهنگ و معانیند. از لباسی که می‌پوشیم تا خودرو و وسایل خانه و غذایی که می‌خوریم هریک عناصری هستند که ارزش های مرتبط با طبقۀ اجتماعی و فرهنگ را تعیین می‌کنند. در فرهنگ ایرانی آیین ازدواج به شدت با اشیاء گره خورده است: در هر مرحله‌ای از این آیین ارزش‌های مادی و همین‌طور کیفیت و کمیت اشیاء، متضمن کیفیت قرار داد ازدواج لحاظ می‌شود. از تعدد سکه‌ها در مهریه تا طلا و لوازم منزل و خودرو. در این مجموعه هنرمند این نظام شیء محور را در قالب توالی و تکرار که از عناصر مهم در هنر مفهومی به شمار می‌رود، به نمایش می‌گذارد و صدای مادربزرگ او که از بلندگویی پخش می‌شود ماجرای پشت خرید هر شیء را بازگو می‌کند در حالی که مدام بر کیفیت خارجی اجناس تاکید دارد، این صدایی است از درون فرهنگ پدرسالار، گویی صدای تکرار شوندۀ مادربزرگ‌ها و مادرهای ماست که اشیاء را به مفاهیمی برساخته و والایش شده، مفاهیمی گنگ و بلاتکلیف پیوند می‌زند مفاهیمی هم‌چون: آبرو، ارزش، اعتبار. در این جا نسبت میان حقیقت و زبان حائز اهمیت می‌شود: این اشیاء به خودی خود معنای افزوده ای فراتر ارزش‌هایی که در هر فرهنگی به آن‌ها افزوده می‌شود ندارند، همان طور که احتمالاً تعبیر آن‌ها در یک زمینۀ فرهنگی دیگر مانند غرب مسلماً یکسره متفاوت خواهد بود، این جا اما هنرمند با افزودن زبان ( در قالب صحبت‌‌های مادربزرگ) به این مجموعه، باورها و عقایدی را طرح می‌کند که کارکرد و ارزش‌های اجتماعی این اشیاء را برملا می کند. این جملات نگرش وسواس‌گون یک فرهنگ را در ارتباط با اشیاء روشن می‌کند. استفاده از عکس‌های سری‌وار در هنر مفهومی که معمولاً توضیحاتی در کنار هر عکس آن را همراهی می‌کرد، ریشه در هنر مینی‌مالیسم و منطق تکرار ریاضی‌وار عناصر هندسی در آثار هنرمندانی هم‌چون کارل آندره و دانلد جاد دارد. بنجامین بوکلوه منتقد نهادی توضیح می دهد که چطور در آثار مفهوم‌گرا، متن ( در این اثر صوت) قادر است تا معانی مرتبط اجتماعی را به اثر بیفزاید که آن را از فرمالیسم مینی مالیسم فراتر ببرد، او از دو اثر مشهور و نمونه‌وار دو هنرمند مفهوم گرا یاد می‌کند یعنی دن گراهام در مجموعۀ خانه‌هایی برای آمریکا (1966) و هانس هاکه در مجموعۀ سیستم های زمان واقعی( 1971) که اولی متن تحلیلی سیستماتیک و سریالی خانه‌های تولید انبوه را در کنار عکس‌هایی مستند از این خانه‌ها قرار می‌دهد و دومی تصاویری از املاک در شهر نیویورک را در کنار اطلاعاتی در مورد صاحبان این‌خانه‌ها، صاحبان قبلی و وام‌های اخذ شده مرتبط با آن‌ها قرار می‌دهد. این همان گرایشی است که ملیسا مایلز از آن با عنوان فتیش یک عکس واحد یا تعدادی عکس مجزا در هنر معاصر یاد می‌کند. گرایشی که آن را مستند مفهومی می‌نامد و در آن یک ایدۀ ساده و عمدتاً معمول و پیش پا افتاده از زوایای مختلف مورد بررسی قرار می‌گیرد.
آیین‌‌های مرتبط با ازدواج در اثر دیگری که ویدیو- چیدمانی است با عنوان چگونه می توان با کلمات کار انجام داد( یک پرفورمنس قانونی) از وجوهی دیگر مورد توجه قرار می‌گیرد: این اثر ویدیویی است که اجرای شبیه‌سازی مراسم ازدواج هنرمند را با همسر فنلاندیش بازسازی می‌کند در حالی‌که بر روی دیوار گالری سند ازدواج آن‌ها و درخواست اجازۀ اقامت در فنلاند بر روی دیوار قاب شده است. در این اثر هنرمند به طور همزمان نهاد ازدواج به عنوان امری قراردادی و قانونی و قوانین مرتبط با اقامت در یک کشور را مورد پرسش قرار داده و به رابطۀ پیچیدۀ میان این دو می‌پردازد. این اثر نیز با یک امر شخصی آغاز می‌شود: او با سرآمدن دوران تحصیل خود اجازۀ اقامت در کشور فنلاند را از دست می‌داد و یکی از راه‌های گرفتن اجازۀ اقامت ازدواج با یک فنلاندی بود. او تصمیم به ازدواج می‌گیرد اما مساله این‌جاست که چه کسی حقیقی یا غیر واقعی بودن این ازدواج را تعیین می‌کند؟ ( ازدواج صوری در این موارد غیرقانونی است). او با پرسش از مسالۀ اصالت در امری مثل ازدواج رابطۀ میان نهادهای اجتماعی، قوانین و زبان را مورد توجه قرار می‌دهد. باور به خصلت و تاثیر جادویی کلمات از دیرباز نقش بسزایی در شکل‌گیری اسطوره‌ها و آیین‌های بشری داشته است. از خواندن ورد و جادو تا نفرین و دعا، باور به این که کلمات در ساختن واقعیت و تغییر آن در جهت خواست انسان یا برعکس بر خلاف میل او دخیلند، ریشه‌های پرقدمت در تاریخ بشری دارد یکی از آیین هایی که طی آن کلمات قدرت تاثیرگذاری در تغییر دادن مناسبات اجتماعی و روابط بین فردی دارند آیین ازدواج است: این که چطور در سراسر جهان افراد با گفتن کلماتی مرتبط با باورها و اعتقادات و قوانین خود با یکدیگر خویشاوند می‌شوند، این که چطور زبان خویشاوندی می‌آفریند و حق و حقوق ایجاد می‌‌کند مساله‌ای است هم‌چنان وابسته به قرارداد و قانون که اصالت آن از طرف منتقدان این نهاد همواره مورد پرسش بوده است. هنرمند در حالی که ویدیویی از مراسم ازدواجش را در آکادمی هنرهای زیبای فنلاند به نمایش می گذارد ساز و کاری نمایشی و متصنع و خشک را در مقابل دیدگانمان قرار می‌دهد، رفتاری که تردید به واقعی بودن این پیوند را به خصوص با توجه به تابلوی اجازۀ اقامتی که بر روی دیوار نصب شده دو چندان می‌کند: او نهادی هنری را برای این اجرا انتخاب می‌کند و گویی با این عمل در حال تثبیت خود در زمینۀ اجتماعی و هنری کشوری دیگر است. او عامدانه زیر پای خود را خالی می‌کند تا صحت یا جعلی بودن آیین هایی که به واسطۀ زبان حقیقت می‌یابند را مورد پرسش قرار دهد. پرسش دربارۀ نحوۀ تبدیل امر زبانی به امر واقعی، نسبت میان تاریخ و قوانین با حقایقی که ساخته می‌شود و همین طور موقعیت انسان‌هایی که در میان این چارچوب‌های متعین و خشک محدود می‌شوند، شکل داده می‌شوند و در نهایت تعیین سرنوشت می‌شوند.

 

نوشته‌های مشابه