مریم طباطبایی، نمایشگاه حرمان

بر گذرگاه تاریکی

«حرمان» وضعیتی است میان بی نصیبی و  نومیدی، زمانی از راه می‌رسد که نومیدی از روزن اندوه به درون رخنه کرده باشد و هنگامی که آمد همچون مهمانی نابهنگام خانه را برای اقامتی طولانی، اغلب بسیار طولانی از آن خود می کند بساطش را همه جا پخش می‌کند، روی مبل ها ولو می شود و به یخچال سرک می کشد، گویی خانه از آن اوست، اکنون دیگر تو میهمان هستی و او صاحبخانه و او بر حکم خود تو را می گرداند. «حرمان» مریم طباطبایی نیز در گالری الهه، لحظاتی از این اقامت ناساز را در ساحت وجود به تصویر می‌کشد، آن‌ها را در هر حالتی می‌یابی، سوژه ها را می گویم در تابلوها روی صندلی می‌نشینند و به بیرون خیره می‌شوند و بر سکوی پشت بام خوابیده و در خود مچاله شده به شهر چشم می‌دوزند، در شیشۀ پنجرۀ اتاق به تصویر خود مات می‌نگرند و خارج از جهان این آثار در مترو، سر کلاس، در خیابان و کافه به نقاط نامعلوم دیگر. اتمسفری خاکستری آثار را در بر گرفته است زمان و مکان برزخی است و مبهم و در عین حال بسیار آشنا، درست مانند لحظات فرودآمدن از هواپیما بر فضای نفسگیری که از آن توست، هنرمند دنیای آثار را به هیچ روزنه‌ای از رنگ و نور نمی‌گشاید  و سوژه‌ها در محفظه‌ای بسته به حیاتی تک یاخته ای، گنگ و بی‌هیجان مشغولند، برخی از فیگورها از پشت دیده می شوند و بر چهره‌های دیگر نیز رمقی دیده نمی‌شود، جای تعجب نیست جایی که چشم‌ها جز طیف هایی از خاکستری نبیند از اندیشه های رنگین نیز خبری نیست. در تعدادی دیگر از آثار هنرمند به دیتیل هایی از اندام زنان می پردازد در حالی که دستها روی پاها با حالتی از تردید و شرم بدن را لمس می کند، روی ران های برهنه دستها روی یکدیگر چفت می‌شوند مقاومت و وسوسه، شرم و اروتیسم همزمان در کشاکشند، ضربه قلم های تفکیک شده و تیره روشن‌های متضاد در کنار یکدیگر در این سری از آثار فضا را به سمت آثار طراحی می ‌برد و بیانی اکسپرسیو به آن ها می بخشد که البته هنرمند در گروه اول به لحاظ تکنیک موفق‌تر ظاهر می‌شود. حرمان درک عمیقی از زیست در حاشیه و خلوت سایه هاست، در اندرون سردابی که راهیش به بیرون نیست، حرمان بر درگاه تاریکی و ظلمت متولد می شود، مانند محفظۀ بسته ای که هنرمند در پیش رویمان می گذارد، روزنی از آینده در این دخمه نمی روید، گویی در شبی تاریک، بر دیوار سیاه کوچه ای بن بست چشم گشوده باشی.

نوشته‌های مشابه