رویای کودکیِ برجایمانده
سورئالیسم متکی بر اعتقاد به واقعیت برتر تداعی هایی است که قبلا واپس زده می شدند؛ متکی بر اعتقاد مطلق به رویا و به نقش بی غرضانه تفکر. «آندره برتون»
عسل فلاح در مجموعۀ «دنیای من» ، رویاهای بیداری را به تصویر میکشد. تصاویری خیال انگیز از همنشینی عناصری که هر چند هر کدام به سبک واقعگرا و بازنمایانه خلق شدهاند اما هم نشینی آن ها نه با منطق عینی بلکه بر مبنای اتوماتیسم و خودبخودی شکل گرفته، تبدیل به گونهای فراوقعیت (سورئالیسم) شده و به این ترتیب به صحنههایی از این دست منجر میشود: دختری جوان در بستر در کنار تخم پرندهای آرمیده یا اشیاء در هیئتی بسیار کوچکتر از اندازۀ واقعی مانند وسایل آدمکوتولهها از طنابی آویختهاند. تکنیک این آثار انتخابی صحیح در راستای مضمون است: رویاها اغلب سیاه و سفیدند و فلاح از خودکار مشکی بر روی مقوا استفاده می کند. مسلماً نشانه شناسی آثاری که در حوزۀ سورئالیسم خلق میشوند پیوندهای عمیقی با روانکاوی و به ویژه مفهوم ناخودآگاه دارد. عناصر تکرار شوندهای «دنیای من» عسل فلاح حضور ناگزیر کهنالگوها به مثابه عناصر تشکیل دهندۀ ناخودآگاه جمعی در پهنۀ ضمیر ناخوداگاه فردی است؛ کلاغهایی که همه جا حضوری دربرگیرنده دارند و المانی چون سنگ نشانههایی هستند که یونگ از آن ها با عنوان عناصر مقدس حیوان و سنگ و به عنوان کهنالگوهایی بسیار قدیمی نام میبرد که به اندازۀ نقوش حیوانات بر دیوار غارها تا سرستونهای سنگی و جانوران تلفیقی و سازههایی چون «استونهنج» در تاریخ هنر و در ذهن انسان هنرمند قدمت دارند. این حضور پررنگ حکایت و اسطوره اما در مجموع به فضایی بسیار شخصی ختم می شود که تعین عناصر ناخودآگاه جمعی در ضمیر ناخودآگاه فردی هنرمند است. دخترکی مغموم در هیئت عروس در غالب آثار حاضر است: مسالۀ زنانگی و حضور «عنصر مادینه» در قالب شاهدختی طلسم شده و منتظر: شخصیت اسطورهای «پرسفونه» ملکۀ جهان زیرین را به یاد میآورد که حضورش در روان زنانه منجر به اندوه، وابستگی و خامی است. « دنیای من» به لحاظ تکنیک تصویرسازانه و سبک و مضمون بسیار متفاوت است از آنچه اغلب در آثار هنرمندان جوان شاهدیم: او به زبانی نه چندان معاصر و با نگاهی سوبژکتیویست و درونگرا واقعیترین و عمیقترین بخش های ذهن انسان معاصر را به تصویر می کشد و تنها اگر به ورطۀ تکرار خود نیفتد آثارش پتانسیل ماندگاری و تاریخ مصرفی نبودن را داراست.